اختلال چند شخصیتی یا اختلال هویت تجزیه ای
اختلال چندشخصیتی که در منابع علمی با نام اختلال هویت تجزیهای (Dissociative Identity Disorder) شناخته میشود، یکی از پیچیدهترین و در عین حال کمدرکشدهترین اختلالات روانی است. بسیاری از افراد این اختلال را تنها از طریق فیلمها و سریالها میشناسند؛ تصویری اغراقشده و گاه ترسناک که با واقعیت علمی فاصله زیادی دارد. در حالی که اختلال هویت تجزیهای، بیش از هر چیز، واکنشی عمیق و ناخودآگاه ذهن انسان به تجربههای شدید آسیبزا در دوران کودکی است.
در این اختلال، فرد ممکن است دارای دو یا چند هویت متمایز باشد که هرکدام الگوهای فکری، هیجانی و رفتاری متفاوتی دارند. این هویتها بهصورت ناآگاهانه و بهعنوان راهی برای بقا و محافظت روان شکل میگیرند، نه برای جلب توجه یا رفتار نمایشی؛ موضوعی که برخلاف باورهای رایج جامعه است. به همین دلیل، تشخیص این اختلال اغلب دشوار بوده و سالها بدون شناسایی باقی میماند.
در این مقاله تلاش میکنیم به زبان ساده و علمی توضیح دهیم که اختلال هویت تجزیهای دقیقاً چیست، چرا ایجاد میشود، چه نشانههایی دارد و چگونه میتوان آن را درمان کرد. هدف ما افزایش آگاهی، اصلاح باورهای نادرست و کمک به درک عمیقتر این اختلال است؛ چرا که شناخت درست، اولین قدم در مسیر درمان و همدلی است.
اختلال هویت تجزیهای چیست؟
اختلال هویت تجزیهای (DID) یک اختلال روانی پیچیده است که در آن فرد بیش از یک هویت یا حالت شخصیتی متمایز را تجربه میکند. این هویتها میتوانند نام، سن، جنسیت، صدا، شیوه فکر کردن و حتی واکنشهای هیجانی متفاوتی داشته باشند. جابهجایی بین این هویتها معمولاً ناخودآگاه و خارج از کنترل فرد رخ میدهد.
این اختلال نوعی مکانیسم دفاعی شدید ذهن است؛ به این معنا که ذهن برای محافظت از فرد در برابر فشارهای روانی غیرقابلتحمل، تجربهها را از هم جدا میکند. بنابراین اختلال هویت تجزیهای نشانه ضعف شخصیت نیست، بلکه نشاندهنده تلاش مغز برای بقا در شرایط آسیب زا است.
تفاوت اختلال چندشخصیتی با باورهای رایج و تصورات غلط
بسیاری تصور میکنند افراد مبتلا به اختلال چندشخصیتی خطرناک، غیرقابلپیشبینی یا دارای رفتارهای خشونتآمیز هستند. این تصویر بیشتر حاصل فیلمها و سریالهاست تا واقعیت علمی. در حقیقت، بیشتر مبتلایان افرادی درونگرا، آسیبدیده و بهشدت مضطرب هستند.
همچنین این اختلال با «تظاهر» یا «جلب توجه» تفاوت دارد. هویتهای مختلف بهطور ناخودآگاه شکل میگیرند و فرد معمولاً از وجود آنها آگاهی کامل ندارد. همین موضوع تشخیص را دشوار میکند و باعث میشود سالها با تشخیصهای اشتباه زندگی کند.

علتهای ایجاد اختلال هویت تجزیهای
اختلال هویت تجزیهای، مانند بسیاری از اختلالات روانی، معمولاً نتیجه تعامل چندین عامل است، اما مهمترین علت آن تجربه تروماهای شدید و مکرر در دوران کودکی است. این تروماها میتوانند جسمی، جنسی یا عاطفی باشند و معمولاً زمانی رخ میدهند که کودک امکان فرار، دفاع یا دریافت حمایت کافی را ندارد.
مکانیسم دفاعی ذهن
ذهن کودک برای محافظت از خود در برابر آسیبهای غیرقابلتحمل، خاطرات و احساسات دردناک را از آگاهی جدا میکند. این فرآیند که به آن «تجزیه» یا Dissociation گفته میشود، در طول زمان میتواند باعث شکلگیری هویتهای جداگانه یا Alterها شود. هر هویت مسئول تحمل بخشی از درد و تجربه آسیبزا است.
عوامل روانشناختی و محیطی
علاوه بر تروماهای مستقیم، عوامل زیر نیز میتوانند احتمال ایجاد DID را افزایش دهند:
- زندگی در محیط خانوادگی ناپایدار یا پرتنش
- عدم وجود بزرگسالان امن و حمایتگر
- بیتوجهی یا غفلت عاطفی شدید
عوامل بیولوژیک و ژنتیکی
برخی مطالعات نشان میدهند که حساسیت روانی ذاتی و ویژگیهای شخصیتی نیز ممکن است نقش داشته باشند. برای مثال، کودکانی که نسبت به استرس و فشار حساستر هستند، ممکن است در برابر تروماهای مشابه واکنش تجزیهای بیشتری نشان دهند.
در نهایت، اختلال هویت تجزیهای نتیجه ترکیب آسیبهای شدید دوران کودکی، فقدان حمایت محیطی و ویژگیهای روانی فرد است. این اختلال نه نشانه ضعف شخصیت است و نه نتیجه انتخاب فرد؛ بلکه واکنشی ناخودآگاه و دفاعی برای مقابله با آسیب است.
علائم و نشانههای اختلال چندشخصیتی
اختلال هویت تجزیهای یا DID با مجموعهای از علائم روانی، رفتاری و شناختی مشخص میشود که ممکن است فرد یا اطرافیان به سختی متوجه شوند. این علائم معمولاً ناشی از تجزیه هویت و خاطرات آسیب زا هستند و میتوانند کیفیت زندگی و روابط فرد را تحت تأثیر قرار دهند.
- تغییرات ناگهانی در رفتار و شخصیت
یکی از واضحترین نشانهها، تغییر ناگهانی رفتار، صدا، حالت هیجانی یا ترجیحات فرد است. این تغییرات معمولاً بدون هشدار رخ میدهند و نشاندهنده جابهجایی بین هویتهای مختلف است.
- فراموشی و گم کردن زمان
افراد مبتلا ممکن است دورههایی از فراموشیهای موقت را تجربه کنند، مانند فراموش کردن کارهایی که انجام دادهاند یا مکانی که به آن رفتهاند. این «گم شدن زمان» ناشی از فعالیت هویت دیگر است و میتواند نگرانکننده باشد.
- احساس گسست از خود یا واقعیت
بسیاری از مبتلایان تجربه میکنند که از خود یا محیط پیرامون خود جدا شدهاند؛ حس میکنند مانند یک ناظر بیرونی عمل میکنند یا بدنشان برایشان بیگانه است. این حالت که «دپرسونالیزیشن یا دیرهآلیزیشن» نامیده میشود، یکی از علائم مهم DID است.
- اضطراب، افسردگی و حملات پانیک
اختلال هویت تجزیهای اغلب با اضطراب، افسردگی و حملات پانیک همراه است. این علائم میتوانند شدید باشند و نیاز به درمان روانشناختی و گاهی دارویی دارند.
- اختلال در روابط و عملکرد روزمره
افراد مبتلا ممکن است در حفظ روابط، کار یا مدرسه مشکل داشته باشند، به دلیل تغییر هویتها و ناتوانی در هماهنگی بین آنها. برخی ممکن است احساس انزوا، شرم یا گناه کنند.
انواع هویتها (Alterها) در اختلال هویت تجزیهای
در اختلال هویت تجزیهای (DID)، ذهن فرد ممکن است چندین هویت متمایز یا Alter ایجاد کند. هر هویت دارای رفتار، افکار، احساسات و حتی خاطرات خاص خود است و ممکن است کنترل رفتار فرد را در زمانهای مختلف به عهده بگیرد. این هویتها معمولاً بهصورت ناخودآگاه شکل میگیرند و هدف اصلی آنها حفاظت روان از تجربههای آسیب زا است.
- هویتهای عملکردی (Functional Alters)
این هویتها معمولاً مسئول مدیریت زندگی روزمره هستند و فرد را قادر میسازند که فعالیتهای شغلی، تحصیلی و روابط اجتماعی خود را ادامه دهد. گاهی این هویتها با شخصیت واقعی فرد شباهت دارند و در ظاهر زندگی فرد به صورت عادی پیش میرود.
- هویتهای کودکانه یا آسیبدیده (Child Alters)
این هویتها بازتاب دوران کودکی آسیبدیده فرد هستند و معمولاً خاطرات تروما و احساسات دردناک را نگه میدارند. کودک Alter میتواند رفتارها، ترسها و واکنشهای خاص دوران کودکی را نشان دهد و گاهی نیازمند مراقبت و حمایت درمانگر است.
- هویتهای محافظ یا دفاعی (Protector Alters)
این هویتها مسئول حفاظت فرد از آسیبهای روانی و تهدیدهای محیطی هستند. ممکن است رفتارهای خشن، کنترلگر یا محافظانه از خود نشان دهند. هدف اصلی آنها جلوگیری از آسیب بیشتر و مدیریت استرس است.
- هویتهای خصمانه یا خشمگین (Angry/Hostile Alters)
برخی هویتها ممکن است خصمانه، خشمگین یا پرخاشگر باشند و واکنشهای شدیدی به محرکها نشان دهند. این هویتها معمولاً پاسخ به تجربههای آسیبزا یا ناتوانی در بیان احساسات واقعی هستند.
- هویتهای وابسته یا ترسیده (Dependent/Fearful Alters)
این هویتها معمولاً در شرایطی فعال میشوند که فرد احساس ناامنی یا تهدید میکند. آنها رفتارهای منفعلانه، اضطراب و وابستگی نشان میدهند و ممکن است به حمایت محیطی نیاز داشته باشند.

اختلال هویت تجزیهای چگونه تشخیص داده میشود؟
تشخیص این اختلال نیازمند ارزیابی دقیق توسط روانشناس یا روانپزشک متخصص است. مصاحبههای بالینی، بررسی تاریخچه تروما و استفاده از ابزارهای تشخیصی استاندارد در این روند اهمیت دارد.
بهدلیل شباهت علائم با اختلالات دیگر، تشخیص ممکن است سالها به تأخیر بیفتد. به همین دلیل مراجعه به متخصص آگاه به اختلالات تجزیهای نقش کلیدی دارد.
تفاوت اختلال هویت تجزیهای با اسکیزوفرنی
یکی از رایجترین اشتباهات، یکسان دانستن اختلال چندشخصیتی با اسکیزوفرنی است. در حالی که این دو اختلال ماهیت کاملاً متفاوتی دارند. اسکیزوفرنی بیشتر با توهم و هذیان همراه است، اما در DID مسئله اصلی تجزیه هویت است.افراد مبتلا به DID معمولاً ارتباط خود با واقعیت را حفظ میکنند و توهمهای روانپریشانه ندارند. همین تفاوت برای انتخاب درمان مناسب بسیار مهم است.
آیا اختلال چندشخصیتی خطرناک است؟
خود اختلال بهطور ذاتی خطرناک نیست، اما اگر درمان نشود میتواند باعث آسیب به کیفیت زندگی فرد شود. خطر اصلی معمولاً متوجه خود فرد است، نه دیگران.افکار خودآسیبزننده، مصرف مواد و روابط ناسالم از پیامدهای درماننشده این اختلال هستند. با درمان مناسب، این خطرات بهطور قابل توجهی کاهش مییابد.
روشهای درمان اختلال هویت تجزیهای
درمان اختلال هویت تجزیهای چالشبرانگیز اما ممکن است و معمولاً ترکیبی از روان درمانی، حمایت روانشناختی و مدیریت علائم را شامل میشود. هدف اصلی درمان، ادغام کامل هویتها نیست؛ بلکه ایجاد هماهنگی و بهبود کیفیت زندگی فرد است.
- رواندرمانی (Psychotherapy)
رواندرمانی ستون اصلی درمان DID است. در طول جلسات، درمانگر با ایجاد فضایی امن و حمایتگر، به فرد کمک میکند:
- هویتهای مختلف خود را شناسایی و درک کند
- خاطرات آسیبزا را بدون تهدید دوباره تجربه کند
- احساس کنترل و ثبات روانی خود را باز یابد
انواع رایج رواندرمانی برای DID شامل رفتاردرمانی شناختی-تجربی (Trauma-Focused CBT)، درمان مبتنی بر ذهنآگاهی و رواندرمانی دیالکتیکی (DBT) است. انتخاب روش مناسب بستگی به شدت اختلال، تاریخچه تروما و نیازهای فرد دارد.
- دارودرمانی
داروها درمان مستقیم DID نیستند، اما میتوانند علائم همراه مثل اضطراب، افسردگی یا اختلالات خواب را کنترل کنند. مصرف دارو تحت نظر روانپزشک انجام میشود و معمولاً در کنار رواندرمانی کاربرد دارد.
- تکنیکهای تثبیت و مدیریت بحران
در مراحل اولیه درمان، فرد نیاز دارد ابزارهای عملی برای کنترل اضطراب و تغییر هویتهای ناگهانی داشته باشد. تکنیکهایی مثل:
- تمرینهای تنفسی و آرامسازی
- دفتر خاطرات برای ثبت تجربههای گسسته
- استراتژیهای مدیریت استرس روزمره
این تکنیکها به فرد کمک میکنند احساس امنیت و کنترل بیشتری روی زندگی روزمره خود داشته باشد.
- حمایت اجتماعی و خانوادگی
حمایت اطرافیان، خانواده و دوستان نقش مهمی در بهبود دارد. آگاهی و آموزش خانواده درباره اختلال، محیط امنی برای فرد فراهم میکند که در آن بتواند به تدریج هویتهای خود را هماهنگ و علائم را مدیریت کند.در نهایت، درمان DID زمان بر اما موثر است. با ترکیب رواندرمانی، مدیریت علائم، دارودرمانی در صورت نیاز و حمایت خانواده، بسیاری از افراد میتوانند کیفیت زندگی خود را بهبود دهند، اضطراب و افسردگی را کاهش دهند و عملکرد روزمره سالمتری داشته باشند.
زندگی با اختلال چندشخصیتی
زندگی با اختلال چندشخصیتی میتواند چالشبرانگیز باشد، اما غیرممکن نیست. افرادی که با DID زندگی میکنند، اغلب با تجربههای گسسته، تغییر هویت ناگهانی و احساس بیثباتی روانی روبه رو هستند، که میتواند روابط شخصی، شغل و فعالیتهای روزمره را تحت تأثیر قرار دهد.
پذیرش اختلال و خودآگاهی
یکی از مهمترین قدمها، پذیرش اختلال و شناخت هویتهای مختلف خود است. بسیاری از مبتلایان ابتدا این هویتها را بهعنوان بخش “خارجی” یا “بیمعنی” تجربه میکنند، اما با آموزش و رواندرمانی میتوانند هویتهای خود را بشناسند و یاد بگیرند با آنها هماهنگ زندگی کنند.
مدیریت روزمره و ایجاد ثبات
ایجاد روالهای روزمره منظم و استفاده از تکنیکهای مدیریت استرس به فرد کمک میکند احساس کنترل بیشتری داشته باشد. تمرینهای ذهنآگاهی، نوشتن خاطرات و یادداشتبرداری از تجربههای مختلف هویتها، میتواند جلوی اضطراب و سردرگمی را بگیرد.
حمایت خانواده و دوستان
حمایت اجتماعی نقش کلیدی دارد. وقتی خانواده و دوستان با اختلال آشنا هستند و محیطی امن و پذیرنده ایجاد میکنند، فرد مبتلا احساس تنهایی و شرم کمتری دارد. این حمایت به او کمک میکند هویتهای خود را هماهنگ کرده و عملکرد روزمره سالمی داشته باشد.
امید به بهبود
با درمان مناسب، بسیاری از افراد میتوانند زندگی موفق، روابط پایدار و شغل مفید داشته باشند. اختلال هویت تجزیهای محدودیت همیشگی نیست؛ بلکه با درمان و حمایت، کیفیت زندگی قابل بهبود است.
چه زمانی باید به متخصص مراجعه کرد؟
اگر فرد دچار فراموشیهای غیرعادی، تغییرات شخصیتی ناگهانی یا احساس گسست از خود و واقعیت است، مراجعه به متخصص ضروری است.تشخیص و درمان زودهنگام میتواند از تشدید علائم و آسیبهای روانی بیشتر جلوگیری کند.
جمعبندی و توصیه پایانی
اختلال هویت تجزیهای یک اختلال پیچیده اما قابلدرمان است. افزایش آگاهی عمومی و حذف باورهای نادرست، گام مهمی در حمایت از مبتلایان به این اختلال محسوب میشود.درک، همدلی و مراجعه به متخصص، مسیر اصلی بازگشت به ثبات روانی و کیفیت زندگی بهتر است.

گروه ویان شامل مجموعه ای از روانپزشکان و روانشناسان برگزیده در حوزههای مختلف فوقتخصصی است. همه این روانپزشکان و روانشناسان در حوزه کاری خود متبحر بوده و آموزش آکادمیک دیدهاند.در این مجموعه به طیف گستردهای از مشکلات روانپزشکی و روانشناختی کودکان، نوجوانان و بزرگسالان به صورت فردی، زوج، خانواده و گروهی رسیدگی میشود.افتخار ما در گروه ویان، ارائه خدمات مشاورهای و روانپزشکی به بیش از ۱۰۰ هزار نفر تا به امروز است.






۰ دیدگاه